اثر مراقبه

امروز یک بخش دیگر از کتاب صوتی هنر خوب زندگی کردن را گوش کردم. در مورد دایره نگرانی ها. یک نکته ای را اشاره کرد درباره مراقبه و مدیتیشن. اینکه مراقبه آنقدر در تنظیم احساسات ما نقش ندارد که ابزارهای فکری نقش دارند.

مراقبه در همان لحظه انجامش می تواند اثر بخش باشد ، تازه اگر در همان لحظه هم باشد. چون علت اصلی و اساسی بوجود آمدن نگرانی ها، فکر غلط و نادرست است. مراقبه فکر غلط را درست نمی کند بله فقط ذهن را تا حدودی از آن پرت می کند. ولی استفاده از ابزارهای ذهنی که با فکر غلط به درستی برخورد می کند و فکر نادرست را تبدیل به فکر واقع بینانه می کند درمان اصلی نگرانی هاست.

این در واقع همان درمان شناختی در روان شناسی است. درمان شناختی هم روی افکار غلط، بد و منفی  کار می کند و با ابزارهایی که در اختیار فرد می گذارد ، این افکار را مورد بررسی و بازنگری قرار دهد. افکار بازنگری شده ، اگر نزدیک به واقعیت باشد در کاهش نگرانی ها کمک می کند.

این کار، بعنی بازنگری و بازسازی افکار که تواند یک اثر بلند مدت و گاهی ماندگار داشته باشد. چون علت اصلی ایجاد نگرانی های بی مورد را از بین برده است، در حالیکه مراقبه فقط حواس را از فکر پرت می کند بدون اینکه با علت آن کاری داشته باشد.

شاید بشود مراقبه را به قرص های مسکن تشبیه کنیم در درد معده. کسی که درد معده یا زخم معده دارد، با داروهایی مثل رانیتیدین می تواند درد خود را کاهش دهد ولی زخم درون معده سر جای خودش هست و دوباره سر و کله آن درد پیدا می شود. کار درست این است که علت اصلی درد معده شناساسی شود و در صدد رفع آن بر آمد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *